معانی اسماء شرط و کاربرد آنها در جمله و ترجمه
مَن= هر کس مَا = هر چه
مَتی = چه وقت اذ= اگر
مهما = هر طور – هر گونه ایُّ = هر کدام
اِن = اگر حیثما = هر جا
قاعده کلی این فعل شرط به صورت مضارع التزامی و جواب شرط به صورت مضارع اخباری ترجمه می شود ؛ حتی اگر فعل شرط و یا جواب شرط فعل ماضی باز هم اولی به صورت مضارع التزامی و دومی به صورت مضارع اخباری ترجمه می شود .
مَن یَکسلْ یَخسرْ : هر کس تنبلی کند زیان می بیند .
مَن حَفَرَ بئراً لا خیه وَقعَ فیها : هر کس برای برادر خودش چاهی بکند در آن می افتد .
توجه داشته باشید در ترجمه ادوات شرط لفظ هر اهمیت بسزایی در ترجمه عبارات دارد .
نکته 1
اگر مَن یه معنی چه کسی ؟ باشد اسم استفهام است و در اخر عبارت علامت ؟ قرار می گیرد .
مَن اَنتَ ؟ تو کیستی ؟ مَن دَخَلَ ؟ چه کسی داخل شد ؟
نکته 2
اگر مَن معنی کسی كه بدهد اسم موصول است و بعد از آن حتما جمله ی صله قرار می گیرد .
جاء مَن نعرَفَهُ : کسی که او را می شناسیم آمد .
سجدُ للهِ مَن فی السموات و الارض : تمام آنانی که در آسمانها و زمین هستند خدا را سجده می کنند .
ترجمه اسلوب « مِن .... مَن / مِن ....ما »
گاهی اسم موصول « مَن –ما » پس از حرف جر مِن واقع می شود که در این صورت نباید جمله را لفظ به لفظ ترجمه کرد بلکه بهتر است که :
اولا : اسم پس از مِن را به صورت نکره در اورده و بقیه جمله را ترک کرد ، ثانیاً : از تعبیراتی نظیر « برخی از – گروهی از – از میان – مقداری » کمک گرفت . مثال : « مِن التلامیذ مَن يصحبُ اُسرَتَه لزیارهِ الارقاب
الف) دانش آموزانی هستند که خانواده خود را برای دیدار خویشان همراهی می کنند .
اُعطونی مِن الطعامِ ما یکفینی ایاماً :
غذایی به من بدهید که چند روزی مرا کفایت کند .
فعل پس از موصول مشترک ممکن است مفرد و یا جمع بیاید باید توجه داشت که فعل پس از موصول مشترک اگر مفرد بیاید ممکن است معنای جمع داشته باشد . این نکته را می توان از سیاق عبارت دریافت . مانند :
سَجَّلَ الاستاذُ اسمَ من أجاب عن الدرس . استاد اسم کسانی را که درس جواب دادند ، یادداشت کرد .
مَا = هر چه
ما هنگامی اسم شرط است که بر سر دو فعل قرار بگیرد به نحوی که اولی فعل شرط و دومی جواب شرط باشد ؛
مثال : ما یَفعَل أفعَل : هر چه او بکند من می کنم
نکته 3
گاهی ما اسم موصول است و عمدتا وسط جمله قرار می گیرد و ارتباط دهنده ی بین دو جمله است در این صورت معنای آنچه می دهد ماموصول = آنچه مثال : تَصَدّق بما عندک : به آنچه نزد تو است صدقه بده .
نکته 4
گاهی ما حرف نفی است و معنای نه ، نیست دارد مثال : ما هذا بشرٌ : این آدم نیست . ما ذَهَبَ سعید : سعید نرفت .
نکته 5
گاهی ما اسم تعجب است و آن هنگامی است که بلافاصله کلمه بعد از آن بر وزن اَفْعَلَ باشد . مثال: ما اجملَ الربیعَ : چقدر بهار زیباست .
نکته 6
گاهی ما اسم استفهام است در این صورت معنای چه ، چیست می دهد و در آخر عبارت علامت استفهام ؟ قرار می گیرد که عمدتا بوسیله ی آن درباره ی اشیاء سوال می شود . مثال : ما عندک ؟ چه چیزی نزد تو است ؟ - ماأمامَک ؟ : مقابل تو چیست ؟
ما كافه هر گاه بر سر حروف مشبهه بالفعل وارد شود جمله به صورت تاکیدی ترجمه می شود و از الفاظی نظیر مسلما ، فقط ، یقیناٌ و ... در ترجمه استفاده می شود . مثال : اِنَما یتَذَکّرُ اُولوا الالباب : فقط خردمندان پند می گیرند
مَتی = چه وقت = اسم استفهام ؛ مثال : مَتی تَضرَبُ ؟ چه وقت می زنی ؟
نکته 7
گاهی متی به معنای چه وقت اسم استفهام است که در این صورت آخر عبارت علامت سوال ؟ دارد . مثال : متی عُدْتَ ؟ چه وقت برگشتی ؟
اَیُّ = اگر – هر گاه . مثال : أیَّ أضرَب أضرَب : اگر بزنی می زنم .
نکته 8
ایّ اگر اسم استفهام باشد به معنای کدام ، کدامین است ؛ مثال : أیُّکم أتی ؟ : کدامیک آمدید ؟
مهما = هر طور ، هر گونه ، یکی دیگر از ادوات شرط می باشد که بر سر دو فعل قرار می گیرد که فعل اول بصورت مضارع التزامی و فعل دوم بصورت مضارع اخباری ترجمه می شود مثال : مهما تُعامِل الناسَ یُعامِلوک : هر طور با مردم رفتار کنی با تو رفتار می کنند .
اِن = اگر مثال : إن أصلَحتَ سَریرتَک أصلح اللهُ علانیَتُک : اگر درونت را آراسته کنی خداوند برونت را آراسته می کند .
معانی حروف مشبهه بالفعل و کاربرد آنها در جمله و ترجمه
اِنَّ= به درستی که ، قطعاً ، محققاً ، همانا ....
اِنَّ حرف تاکید است و جمله باید تاکیدی ترجمه شود یعنی از ادوات تاکید مانند به درستی که ، یقیناً ، قطعاً و ... باید استفاده شود .
اِنکَ لَعَلی خُلقٍ عظیمٍ : قطعاً تو اخلاق عظیم و برجسته ای داری .
نکته مهم 1
اگر خبر اِنّ فعل باشد چون فعل مقید به یکی از زمان های سه گانه (ماضی ، حال ، آینده ) است جمله ی اسمیه محدودو مقید است بنابراین جمله به صورت تاکیدی ترجمه نمی شود به عبارت دیگر جمله از عمومیت و مشمول زمانی برخوردار نیست و تنها آن را تکیه گاه جمله ی اسمیه می توان قلمداد کرد و از ترجمه این حرف صرفنظر نمود . اما اگر خبر اِنّ فعل نباشد بلکه اسم باشد جمله باید تاکیدی ترجمه شود در این صورت از یک عمومیت شمولیت زمانی برخوردار است مثال :
اِنَّ اللهَ یَغفِرُ الذنوبَ جمیعاً = خدا همه ی گناهان را می آمرزد . یَغفرُ خبر انّ و جمله فعلیه است .
اِن اللهَ غفورُ رحیمٌ = یقیناً خداوند آمرزنده و مهربان است . غفورٌخبر انّ و اسم است .
اِنَّ اللهَ شعب ایران یُدافع عن وَطنه = ملت ایران از وطنش دفاع می کند یُدافع خبر اِنّ و جمله فعلیه است .
اِنَّالله هو الرزاق = یقیناً خداوند روزی دهنده است . الرزاق خبر اِنَّ و اسم است .
اِنَّ اکبر نِعم الله علیکم اَن یَنجیکم من آفاتِ الغرور : بزرگترین نعمتهای خدا برای شما این است که شما را از آفات غرور نجات دهد .
اَنّ یَنجیکم خبر اِنَّ و جمله فعلیه است .
نکته 2
اِن عمدتاً در ابتدای جمله و بعد از قال و مشتقات آن قرار می گیرد .
نکته 3
اگر مای كافّه به اِنَّ متصل شود جمله حتماً تاکیدی ترجمه می شود چه خبر اسم باشد چه فعل . به عبارت دیگر انما برای حصر به کار می رود و در ترجمه آن باید از الفاظی نظیر «فقط ، تنها، منحصراً و ... استفاده کرد مثال :
اِنما یَتَذکِّر اولوالباب : فقط خردمندانند که پند می گیرند – اِنما العاقلُ مَن وعظتُهُ التّجاربُ : مسلما عاقل کسی است که تجربه هابه او پند دهد .
لیس مَن یقطع طُرقاً بَطلاً اِنما مَن یتقی اللهَ البطل
کسی که راهزنی می کند قهرمان نیست ، منحصراً قهرمان کسی است که تقوای خدا پیشه کند .
اَنَّ = که ، محققاً ، بدرستیکه
اَنَّ در وسط جمله بکار می رود و عمدتاً به معنای که می باشد مثال :
ألم یَعلموا اَنَّ اللهَ هو یقبلُ التوبهَ عن عباده : آیا ندانستند که خداست که توبه ی بندگانش را می پذیرد
أعلَمُ أن اللهَ کفیلٌ برزقِ العباد : می دانم که خدا ضامن روزی بندگان است
الحقیقه أنّ الطالب الضعیف یرسب عندما لا یُدرس : حقیقت این است که دانش آموز ضعیف هنگامیکه درس نمی خواند مردود می شود .
کأنَّ = مثل – شبیه – گویی مثال : کأنِّ سعیداً اسدٌ : سعید مثل شیر است – کانَّ احمد قائمٌ : گویی احمد ایستاده بود .
لَکِنَّ = اما – لیکن مثال : قام القومُ لکنَّ سعیداً جالسٌ : قوم برخاستند اما سعید نشسته است .
لَعَلَّ = شاید
لَیتَ : ای کاش
نکته 4
اگر خبر لَعَلَّ و لیت فعل مضارع باشد خبر باید به صورت مضارع التزامی ترجمه شود .
لیت السلام یُستقرّ فی العالم : کاش صلح در جهان استقرار یابد .
لعلَّه یُسَبَّحُ خالقَه مَعَ جمیع الکائنات : شاید او همراه همه ی موجودات آفریدگارش را به پاکی یاد کند .
لیتَ الانسانَ یُدرِکُ سِرَّ هذا الجمال : ای کاش انسان راز این زیبایی را دریابد .
معنای افعال ناقصه عبارتند از :
کان = بود لیسَ = نیست صار = شد ظلَّ= شد مادامَ= مادامیکه – همواره
مازال = همیشه – هنوز أصبح = شد – گردید
1- فعل ماضی : بر انجام شدن کار یا حالتی در زمان گذشته دلالت می کند ؛ مثال :
ذهب = رفت ذهبنا = رفتیم ذهبتُنَّ = شما رفتید (چند زن)
نکته
گاهی فعل ماضی معنای مضارع می دهد و آن هنگامی است که جمله دعایی باشد .
رَضِی اللهُ عنه = خداوند از او راضی باد ! قُدِّس سِره = تربتش پاک و مطهر باد!
دام ظِلّه العالی = سایه ی بلند او مستدام باد ! وَفّقک الله = خداوند تو را موفق کند !
2- ماضی نقلی : هر گاه حرف قد به تنهایی بر سر فعل آورده شود معادل ماضی نقلی در زبان فارسی است .
قَد + ماضی ساده = ماضی نقلی
مثال : قَد ضَرَبَ الرّجلُ : مرد زده است . التلمیذاتُ قَد کَتَبنَ : دانش آموزان نوشته اند .
نکته : اگر حرف قد بر سر فعل مضارع وارد شود معنای گاهی ، به ندرت ، کمتر بخود می گیرد . به عبارت دیگر قد هر گاه بر سر فعل مضارع قرار بگیرد معنای شک و احتمال می دهد ؛ مثال : قد یذهبُ احمدُ : شاید احمد برود . قد یصدق الکذوب : دروغگو به ندرت راست می گوید .
3- ماضی بعید : بر انجام شدن کار در زمان بسیار دور دلالت می کند فرمول زیر طریقه ساختن ماضی بعید را شان می دهد :
صیغه مناسب از کان + قَد + ماضی ساده
کان قد ضرَبُ = زده بود کنتم قد ضربتم : زده بودید
کنتنَّ قد کتبتُنُّ : نوشته بودید کانوا قد نصروا : یاری کرده بودند
نکته : امکان حذف حرف قد از ماضی بعید وجود دارد و از نظر ترجمه لطمه ای به جمله نمی خورد . مثال : کان ضَرَبَ = زده بود
4- ماضی استمراری : بطور مکرر و مداوم بر انجام کار دلالت می کند فرمول زیر طریقه ساختن ماضی استمراری را نشان می دهد .
صیغه مناسب از کان + مضارع ساده
مثال :
مثال : کان یَضرِبُ: می زد کنتم تذهبون : می رفتید
نکته :
اگر بر سر ماضی درزمان های مختلف (ساده ، استمراری ، بعید ) ما ی نفی قرار بگیرد آن فعل به صورت منفی ترجمه می شود .
کانَ یَضرِبُ : می زد ما کان یضربُ = نمی زد
ما کان احمد یتصفّحُ وجوهَ العلماء : احمد با دقت در چهره علما نگاه نمی کرد .
کنتم قد نظرتم : نگاه کرده بودید ما کنتم قد نظرتم : نگاه نکرده بودید .
منبع: arabikhaf.blogfa.com